طرح های صلح خاورمیانه
1- در سال 1951 ، كنفرانس صلح پاریس تشكیل گردید . در این كنفرانس پیشنهاد پرداخت غرامت جنگی و بازگشت تعدادی از آوارگان عرب و همچنین تعیین مرزها ارائه گردیده . اعراب بر انجام مذاكرات غیر مستقیم با رژیم صهیونستی اصرار داشتند ولی اسرائیل آن را رد نمود و از مذاكره خودداری كرد و لذا فلسطینی ها حملات خویش را از مرزها آغاز نمودند .
2- در سال 1955 ، « دالس » وزیر خارجه وقت آمریكا ، با پشتیبانی انگلستان و فرانسه پیشنهاد تعیین مرزها و بازگشت آوارگان به میهن و اعطای ضمانت نامه های بین المللی را داد، ولی اعراب موافقت نكردند و پاسخ اسرائیل جز در مورد تعیین مرزها، مثبت بود.
3- در سال 1962 ، « جانسون » در سازمان ملل متحد پیشنهاد نمو دكه به آوارگان عرب، حق بازگشت به میهن یا دریافت غرامت داده شود. اعراب به بازگشت تأكید داشتند ولی اسرائیل به كل پیشنهاد پاسخ منفی داد .
4- در سال 1965 ، « حبیب بورقیه » رئیس جمهوری تونس بر اساس تقسیم فلسطین مصوبه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1949 ، پیشنهاد راه حل مرحله ای را داد. پیشنهاد بورقیه با عكسل العمل شدید اعراب بویژه « جمال عبد الناصر » علیه وی مواجه شد و اسرائیل نیز در مقابل پیشنهاد مذكور طرح « اشكل » را عرضه كرد كه مبتنی بر جمع كردن آوارگان جهان عرب و تحقق متاركه در مرزها بود .
5- بعد از جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل در ژوئن 1967 ، شورای امنیت قطعنامه مشهور 242 را به تصویب رساند. در این قطعنامه از عقب نشینی اسرائیل ، مرزهای امن، حل مشكل آوارگان ( ملت فلسطین ) صحبت شده است .
6- در سال 1970 « ویلیام راجرز» وزیر خارجه آمریكا ، طرحی را مطرح نمود مبتنی بر اجرای قطعنامه 242 شورای امنیت در مورد مصر و اردن ،( برقراری آتش بس سه ماهه در كانال سوئز وساطت سازمان ملل متحد برای حل بحران ). عكس العمل اعراب ( به جز فلسطینی ها ) و اسرائیل مثبت بود و آتش بس پیشنهادی در كانال سوئز عملاً پذیرفته شد.
7- در سال 1972 ، اردن، طرح پادشاهی متحده عرب را عرضه كرد كه هدف از آن متحد كردن شرق و غرب رود اردن ، تحت سلطنت رژیم اردن بود. این طرح با مخالفت اعراب روبرو گردید .
8- در سال 1973 كنفرانس ژنو برای حل مسائل خاورمیانه تحت ریاست مشترك آمریكا و شوروی تشكیل گردید . اردن و مصر در این كنفرانس شركت كردند ولی سوریه از حضور در آن خوداری ورزید .
9- در سال 1977 ، « كارتر » رئیس جمهوری وقت آمریكا ، اصل « زمین در برابر صلح » را اعلام كرد و خواستار الحاق سرزمین فلسطین به اردن شد . پاسخ اعراب مثبت بود و فلسطینی ها احتیاط نشان دادند ، ولی اسرائیل موضع منفی گرفت .
10- در سال 1978 ، توافق های كمپ دیوید میان سادات و اسرائیل با مشاركت آمریكا امضاء شد . در توافقهای مزبور قطعنامه 242 شورای امنیت مورد تأیید قرار گرفته و از امضای پیمان صلح میان مصر و اسرائیل و اعطای خودمختاری به ساحل غربی و نوار غزه، سخن به میان آمده است .
عكس العمل اعراب در مقابل توافق های كمپ دیوید شدید بود ، به نحوی كه كنفرانس سران عرب در بغداد تشكیل گردید و طی آن عضویت مصر در جامعه عرب تعلیق شد و مقر جامعه مزبور از قاهره به تونس منتقل شد و مجازات های دیگری علیه مصر در سطح جهان عرب اعمال گردید. ولی علیرغم آن، سادات به راه مصالحه جداگانه با اسرائیل و نزدیكی بیشتر با آمریكا ادامه داد و پیمان صلح بین مصر و رژیم ذكر شده ، در ماه مارس سال 1979 ، امضاء شد .
11- در سال 1980 ، جامعه اقتصادی اروپا اعلامیه « ونیز » را منتشر كرد كه طی آن شركت « ساف » در مذاكرات آینده صلح خاورمیانه خواسته شده است . واكنش اعراب در مقابل اعلامیه ونیز مثبت و اسرائیل منفی بود .
12- در سال 1981، « لئونید برژنف » ، رهبر حزب كمونیست و رئیس اتحاد جماهیر شوروی ، طرحی را ارائه داد كه در آن از تشكیل یك كنفرانس بین المللی برای بررسی مساله خاورمیانه ، مرزهای امن و تشكیل كشور فلسطین صحبت شده است . عكس العمل اعراب در مقابل این طرح مثبت و پاسخ اسرائیل منفی بود .
13- در تابستان 1981 ، « امیر فهد » ولیعهد عربستان سعودی ، طرحی را عرضه كرد. این طرح متضمن عقب نشینی اسرائیل از سرزمین های اشغالی عرب ( در سال 1967 ) ، تشكیل كشور فلسطین و حق زندگی در صلح برای همه كشورهای منطقه بود. پاسخ اعراب به استثنای سوریه و لیبی و برخی از سازمان های فلسطینی ، مثبت و عكس العمل اسرائیل منفی بود .
14- در دسامبر 1982 ، در حالی كه آخرین گروه از رزمندگان فلسطینی ، پس از 88 روز مقاومت در مقابل تهاجم گسترده نیروهای اسرائیلی به لبنان ، شهر بیروت را ترك می كردند ، «رونالد ریگان » رئیس جمهور وقت آمریكا ، طرح خاورمیانه ای خود را اعلام نمود .
در طرح ریگان از پیوستن سرزمین های فلسطینی ساحل غربی و نوار غزه به اردن و تحقیق خود مختاری برای فلسطینی ها در این مناطق صحبت شده است .
این طرح اگر چه دولت مستقل فلسطینی و بطور كلی حق تعیین سرنوشت برای ملت فلسطین را نادیده گرفت ، ولی به جز از سوی سوریه و لیبی با مخالفتی در سطح جهان عرب روبرو نشد و سازمان آزادبخشی فلسطین ( ساف ) هم به دلایل فوق آن را غیر كافی دانسته است . اما عكس العمل اسرائیل در مقابل طرح مذكور منفی بوده است .
15- در سپتامبر 1982 ، كنفرانس سران عرب در شهر فاس ( مغرب )، طرحی را تصویب نمود كه به « منشور فاس » معروف شده است .
در این طرح از عقب نشینی نیروهای اسرائیلی تا پشت مرزهای سال 1967 ، تشكیل دولت مستقل فلسطینی ، به رهبری « ساف » و تضمین طرح برای تمام دولت های منطقه توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد ، سخن به میان آمده است . منشور فاس مورد تصویب اكثر كشورهای عرب و همچنین ساف واقع شد .
16- كنفرانس صلح مادرید : طرح صلح آمریكا با شعار « زمین در برابر صلح » ، نقطه عطفی در طرح های صلح میان اعراب و اسرائیل محسوب می شود . اولین دور مذاكرات در مادرید پایتخت اسپانیا ، در 30 اكتبر 1991 و با حضور هیاتهایی از سوریه، لبنان ، اسرائیل و هیات مشترك اردنی – فلسطینی آغاز شد .
این مذاكرات از دور چهارم به واشنگتن منتقل گردید . نا دور پنجم مذاكرات ، كه در اسرائیل حزب « لیكود » حاكم بود ، هیچگونه اتفاق خاصی رخ نداد . اما از دور ششم كه حزب « كار » به رهبری « اسحاق رابین » روی كار آمد ، مذاكرات صلح شاهد شعارهای جدید از سوی رابین بود . رابین با متهم كردن لیكود مبنی بر اینكه مانع پیشرفت مذاكرات و تحقق صلح بوده اعلام نمود كه قطعنامه های 242 و 338 را قبول داشته ولی عقب نشینی از جنوب لبنان را بر اساس قطعنامه 425 شورای امنیت را رد كرد و این عقب نشینی را منوط به تضمین امنیت اسرائیل از سوی لبنان و از طریق خلع سلاح و انهدام حزب ا... دانسته است . همچنین دفتر نخست وزیری اسرائیل اعلام نمود كه ادامه شهرك سازی ، روند مذاكرات را طولانی می كند . بنابراین شهرك سازی متوقف می شود. البته هیچ كدام از وعده ها تحقق نیافت و از ادامه مذاكرات نتیجه ای حاصل نشد . پس از مرحله اول دوره هفتم مذاكرات ، « بیل كلینتون » از حزب دموكرات ، رئیس جمهور شد و حمایت آمریكا از اسرائیل در این مذاكرت بیشتر و نیز مذاكرات چند جانبه ( اسرائیل و هیات های عربی ) به مذاكرات دو جانبه تبدیل گردید.
مذاكرات صلح مادرید پس از ده دوره ، به نتیجه قطعی و روشنی دست نیافت و عملاً به بن بست رسید . اما شكسته شدن قبح مذاكره با رژیم اشغالگر و شناسایی آن به عنوان یك دولت قانونی و مشروع ، به هر حال برای اسرائیل یك پیروزی و موفقیت بزرگ محسوب می شود .
حذف كلی این مذاكرات به این صورت بود كه یك خود گردانی فلسطینی می تواند در كرانه غربی و نواره غزه ایجاد شود . این خود گردانی باید ظرف 5 سال تشكیل و برای یافتن راه حل نهایی باید طی سه سال ، مذاكرات بیشتری انجام شود.
پس از پایان ده دوره مذاكره كه در ژوئن 93 پایان یافت ، رئیس هیات فلسطینی اعلام كرد كه فرایند صلح در خطر است و ما نمی توانیم مذاكره كنیم . وی كلینتون را به جانبداری از اسرائیل متهم كرد و گفت « 20 ماه مذاكره و سه هفته شركت در دهمین دور مذاكرات دو جانبه نشان داد ، شكافی كه بر سر مسائل مهم ، دو طرف را از یكدیگر جدا می سازد ، به حال خود باقی است »
17- كنفرانس اسلو و توافقنامه غزه – اریحا
همزمان با مذاكرات چند جانبه بین نمایندگان اعراب و اسرائیل كه پس ا زده دور به نتیجه روشنی نرسید ، گفتگوی دو جانبه بین طرف های اصلی یعنی ساف و اسرائیل به طور مخفیانه در اسلو در جریان بود. پس از ماه ها مذاكره ، سرانجام در سپتامبر 1993 اسحاق و یاسر عرفات ، كلیات توافقنامه غزه – اریحا را امضاء كردند .
این توافقنامه مبنای اصلی طرح به اصطلاح صلح خاورمیانه است و تمام تحولات و مذاكرات انجام گرفته از سال 1993 تا 2001 میان رژیم صهیونیستی و ساف در چارچوب این توافقنامه می باشد .
تا این زمان رهبری عرفات چه در ساف ( به دلیل انشعاب متعدد و ابراز مخالفت های داخلی به خاطر تنازلات پی در پی وی در قبال اسرائلیان )، چه در سرزمینهای اشغالی ( به خاطر رشد گرایشات اسلام خواهانه حماس و جهاد اسلامی ) و چه در منطقه و حوزه بین الملل (به خاطر حمایت از صدام و كودتای اوت 92 شوروی ) به اعلی درجه ضعف رسیده بود و رهبری پیر ساف كه می دید دیگر هیچ برگ برنده ای برای از دست دادن ندارد، دست به قمار بزرگ گفتگوهای سری اسلو زد .
دو طرف یكدیگر را به رسمیت شناختند و موافقت كردند كه یك خودگردانی فلسطینی را نخست در غزه ایجاد كنند و سپس در نقاط دیگری از كرانه غربی رود اردن توسعه دهند . خودگردانی می بایستی شامل امور بهداشتی ، آموزش و پرورش ، خدمات اجتماعی ، جهانگردی ، مالیات و پلیس باشد . اما مسایل مربوط به شهرك های یهودی نشین ، پناهندگان فلسطینی ، بیت المقدس شرقی بر 90% از سرزمین فلسطین كاملاً مسجل شده و رسمیت یافت .
خودمختاری فلسطینی ها ، تنها بر كمتر از 3% از كرانه باختری و 60% از نوار غزه كه مجموعاً 288 كیلومتر مربع از وسعت 27000 كیلومتر مربعی مورد پذیرش قرار گرفت كه شامل غزه ، اریحا و چند روستای كوچك می شد . با این توافقنامه فلسطینی ها بر 1% از خاك فلسطین ، خودمختاری بدست آوردند .
موضوع چگونگی حاكمیت بر 9% باقی مانده كه شامل بیت المقدس نیز می باشد ، به دورهای بعدی مذاكرات موكول گردید و در خوشبینانه ترین حالت، حكومت خود گردان در 5 % از سرزمی فلسطین تشكیل گردید .
یاسر عرفات ، رهبر ساف بعنوان نماینده قانونی مردم فلسطین و رئیس حكومت خودگردان معرفی گردید .
حكومت خودگردان فلسطین از داشتن ارتش مستقل ، بودجه جداگانه ، پول رایج ، سیاست خارجی و...محروم بود و حتی صادرات هر گونه كالا و مواد از طریق وزارت بازرگانی و وزارت خارجه اسرائیل می بایست انجام گردد. حتی در انتخابات شورای قانون گذاری فلسطین ، رژیم صهیونیستی ، نامزد ها را باید تأیید كند .
در توافقنامه غزه – اریحا ، مسائل مهمی نظیر سرنوشت آوراگان ، آینده حكومت خودگردان ، سرنوشت بیت المقدس ، مساله آب و شرح وظایف حكومت خود گردان ، چگونگی ارتباط غزه یا اریحا همچنان مبهم و لاینحل باقی مانده بود و این موارد به دور آخر مذاكرات موكول شده بود.
با توافقنامه غزه – اریحا كشورهای غربی موظف شدند رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسند و به عادی سازی روابط و بر قراری مناسبات اقتصادی با اسرائیل مبادرت ورزند .
18- قرار داد طابا : با استمرار روند مذاكرات میان رژیم صهیونیستی و عرفات ، در تاریخ 20/5/1374 قرار داد طابا به امضاء رسید .
بر اساس این قرار داد حاكمیت خود مختار حكومت گردان بر شهرهای جنین ، طولكرم، نابلس، قلقیلیه ، رام ا... و بخشی از شهرالخلیل اعمال می گردید و متعاقب آن عرفات و ساف در مقابل كلینتون متعهد شدند بندهای مربوط به نابودی اسرائیل را از منشور ملی فلسطین و اساسنامه سازمان آزادیبخش فلسطین ، حذف نمایند .
19- توافقنامه صلح مریلند ( وای ریور 1 ) : پس از گذشت 5 سال از امضای توافقنامه اسلو و همچنین توقف 19 ماهه مذاكرات صلح در تاریخ 23/7/1373 مذاكرات نتانیاهو – عرفات ، با وساطت جدی رئیس جهموری آمریكا در مریلند آغاز شد . هیئت های فلسطینی – اسرائیلی پس از 9 روز مذاكرات فشرده كه با مشاركت كلینتون و جورج تنت ، رئیس C.I.A صورت گرفت ، توافقنامه جدید را در تاریخ 1/8/1377 ( پاییز 98 ) منعقد نمودند .
بر اساس این توافقنامه ،؟ نیروهای اسرائیلی از 1/13% از خاك كرانه باختری در عرض سه ماه فرا خوانده می شوند .
ایم مقدار زمین به سه طریق اداره می گردد:
1- حاكمیت مدنی و امنیتی 1 تا 3 % كرانه غربی ، در اختیار حكومت خود گردان است .
2- قسممت اعظم از 1/13 % تحت عنوان « حاكمیت مشترك » اداره گردد كه امور مدنی در اختیار حكومت خود گردان و امور امنیتی بعهده اسرایئل است .
3- مابقی ، منطقه حفاظت شده طبیعی می باشد كه فلسطینی ها در آن حق ساخت و ساز ندارند .
در عین حال اسرائیل متعهد می شود كه 750 تن از زندانی های فلسطینی را طی سه مرحله آزاد كند ( در این زمان 3500 فلسطینی در زندان های رژیم صهیونیستی به سر می بردند )
تشكیلات خودگردان نیز تعهد می كند كلیه سلاح ها و تجهیزات نظامی غیر قانونی در سرزمین های فلسطینی مصادره كند و با سرویس های امنیتی آمریكا و اسرائیل برای از بین بردن گروه های تروریستی و جریان مخالف روند صلح ، همكاری نزدیك و همه جانبه داشته باشند .
20- قرار داد وای ریور 2 (شرم الشیخ دوم )
توافقنامه شرم الشیخ دوم در 13/6/1378 ( تابستان 1999 )در شهر شرم الشیخ واقع در مصر ، با حضور « مادلین آلبرایت » وزیر امور خارجه آمریكا، و طرف های اسرائیلی و فلسطینی به امضاء رسید ،كه در واقع برنامه زمان بندی ، درباره چگونگی اجرای قرار داد مریلند یا وای ریور 1 مفاد مرحله اجرا در آمد :
1- عقب نشینی از 7 % اراضی كرانه باختری كه از 19/6/1378 تا 22/6/1378 انجام شد ، اما بعداً حكومت خود گردان اعلام كرد اسرائیل به جای 7% از 5/6 % عقب نشینی كرده كه از سوی اسرائیل رد شد .
2- عقب نشینی مرحله دوم كه قرار بود از 24/8/1378 ، طابق با 15 نوامبر 1999 ، انجام شود به دلیل اینكه اسرائیل اراضی غیر قابل سكونت را به حكومت خودگردان داد، عملاً با مخالفت حكومت خودگردان روبرو گردید و عملی نشد.
3- به جای آزادی 750 زندانی در مرحله عمل ، 350 زندانی آزاد گرید كه از زندانیان غیر جهادی بوند. فقط 12 نفر از زندانیان حماس و سازمان جهاد اسلامی آزاد شدند .
4- تخلیه 6 شهرك و واگذاری آن به حكومت خود گردان نیز عملی نشد و باراك آن را به مرحله نهایی مذاكرات واگذار نمود .
5- حكومت خودگردان تعداد زیادی از مسؤولین و كادرهای حماس و سازمان جهاد اسلامی را دستگیر و زندانی نمود .
این اقدام با همكاری C.I.A و موساد و با هماهنگی دستگاه اطلاعاتی اردن ، مصر و حكومت خود گردان و در تاریخ 29/6/1387 با دستگیری ابراهیم القوشه ، سخنگو ، خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی ، موسی ابومرزوق و محمد ابونضال از اعضای دفتر سیاسی حماس به اوج خود رسید .
21- اجلاس كمپ دیوید 2 :
اجلاس كمپ دیوید 2 ، در آمریكا در اواخر مرداد 1379 ( تابستان 2000 ) و با حضور مسؤولین آمریكا ، رژیم صهیونیستی و حكومت خودگردان تشكیل گردید .
موضوعات مورد بحث در این اجلاس عبارت بودند از :
1- سرنوشت بیت المقدس .
2- وضعیت آوارگان فلسطینی ( آوارگان سال 1948و 1967 ) .
3- اعلام موجودیت كشور مستقل فلسطین .
4- مرزهای حكومت خود گردان .
5- وضعیت شهركهای یهودی نشین در كرانه باختری و نوار غزه .
6- چگونگی تقسیم منابع آب .
باراك یك روز پس از بدست گیری زمام امور رژیم صهیونیستی ، بر چهار موضوع ، تحت عنوان « خطوط قرمز اسرائیل برای مذاكره » در دو روز پایانی مذاكرات صلح تأكید كرد كه عبارنتد از :
1- بیت المقدس و قدس برای همیشه تحت حاكمیت اسرائیل خواهد بود.
2- اسرائیل تحت هیچ شرایطی به مرزهای 1967 ، بازنخواهد گشت .
3- حكومت خودگردان و فلسطینی ها، هرگز اجازه داشتن ارتش نخواهند داشت .
4- شهرك های یهودی نشین در کرانه باختری و نوار غزه تحت حاكمیت اسرائیل خواهند بود.
همچنین باراك قبل از شروع مذاكره دور آخر اعلام كرد ، اجازه بازگشت به آوارگان فلسطینی 1948 و 1967 را نخواهد داد .
بنابراین از شش مساله ای كه در دستور كار دور آخر قرار داشت ، رژیم صهیونیستی چهار موضوع را به عنوان خطوط قرمز اسرائیل مطرح نمود كه اصلاً قابل بحث نمی باشد . نپذیرفتن مساله پنجم نیز كاملاً بدیهی است ، زیرا در صورت بازگشت آوارگان فلسطینی سالهای 1948 و 1967 كه بیش از 3/5 میلیون نفر تخمیم زده می شوند، تركیب جمعیت به نفع فلسطینی ها رقم می خورد و همان طور كه پیش بینی می شد ، این دور مذاكرات نیز با شكست روبرو شد .
فرآیند فریب رهبران ساف در صلح خاورمیانه :
1- بر اساس توافقنامه طرح تقسیم فلسطین در سال 1948 می بایست 12300 كلیومتر مربع از كل فلسطین در اختیار فلسطینی ها و 14700 كیلومتر مربع در تصرف اسرائیل باشد . به عبارت دیگر حدود 45 درصد ، متعلق به فلسطین و 55 درصد در اختیار اسرائیل باشد .
2- بر اساس قطعنامه شماره 244 ، كه پس از اشتغال باقیمانده سرزمینهای فلسطین در جنگ 1967 صادر شد . می بایست تمام كرانه غربی و نوار غزه همراه با مناطق اشغال شده در جنگ 1967 به فلسطینی ها مسترد گردد كه حدود 6000 كیلومتر مربع می باشد .
3- در كنفرانس مادرید در سال 1991 ، آمریكا و اسرائیل قول استرداد 100 درصد از سرزمینهای كرانه باختری و نوار غزه را به رهبران ساف و یاسر عرفات دادند و به این وسیله تمام امتیازات لازم را از او ستاندند .
4- در كنفرانس اسلو در سال 1993 ، توافقنامه غزه – اریحا رقم 100 درصد به 90 درصد كاهش یافت .
5- در قرار داد مریلند و وای ریو1 ، در سال 1997 ، رقم 90 درصد مجدداً كاهش یافت و به 40 درصد رسید .
6- در اجلاس شرم الشیخ و توافقنامه وای ریور2 ، در سال 1997 ، رقم 40 درصد بازهم كاهش یافت و به 18 درصد رسید، یعنی 1018 كیلومتر مربع .
7- در اجلاس كمپ دیوید ، در تابستان سال 2000 ، رقم 18 درصد به 5/13 درصد كاهش یافت .
8- در كنفرانس اسلو صحبت از ایجاد حكومت مستقل فلسطینی بود، اما در طول مذاكرات موضوع ، به نوعی خودمختاری محدود با قدرت عمل بسیاری پایین تر تبدیل شد.
قطعنامه های بین المللی
تا سال 1993 ، 579 قطعنامه به نفع مردم فلسطین صادر گردیده است . مهمترین آنها چهار قطعنامه ای است كه پایه صلح در خاورمیانه می باشند . از این میان ، قطعنامه هر دو كشور اسرائیل و فلسطین موحجودیت می یابند . قطعنامه بعدی ، قطعنامه 194 نیز به اسرائیل حكم می كند دستور و اجازه بازگشت پناهندگان فلسطینی سال 1948 به بعد را به خانه های خود صادر كند و به كسانی كه نمی خواهند مراجعت كنند ، غرامت بپردازد . به دنبال جنگ 1967 ، شورای امنیت قطعنامه 242 را صادر می كند . این قطعنامه سرانجام درخواست می نماید كه اسرائیل از تمامی اراضی كه به روز اشغال كرده ، خارج شود . پس از جنگ 1973 شورای امنیت قطعنامه 338 صادر نموده و در آن دستور می دهد كه اسرائیل قطعنامه 242 را اجرا نماید و بدین ترتیب مجدداً تاكید می كند كه اسرائیل باید اراضی اشغالی را باز پس دهد .
قطعنامه 242
پس از شروع جنگ شش روزه ( 1967 ) كه منجر به شكست اعراب و اشغال نواحی ساحل غربی بلندیهای جولان و زه و شبه جزیره سینا بوسیله اسرائیل گردید ، شورای امنیت قطعنامه 242 را تصویب نمود . در این قطعنامه كه زمینه ای برای مذاكرات بعدی و حل نهایی مشكل خاورمیانه فرض شده بر غیر قابل قبول بودن تحصیل قلمرو بوسیله جنگ و تلاش برای یافتن صلح دائم تاكید شده است تا همه كشورهای منطقه بتوانند در امنیت به سر برند.
بر اساس قطعنامه 242 برقراری صلح دائم تاكید شده است تا همه كشورهای منطقه بتوانند در امنیت به سر برند .
براساس قطعنامه 242 برقراری صلح با دوام به اصول زیر بستگی داشت .
1- عقب نشینی اسرائیل از سرزمینهایی كه در جنگ اخیر به اشغال در آورده است .
2- احترام حاكمیت ، تمامیت اراضی و استقلال سیاسی همه كشورهای منطقه و زندگی كردن آنها در صلح و مرزهای شناخته شده .
3- تضمین آزادی كشتیرانی در آبراه های بین المللی منطقه .
4- حل عادلانه مساله پناهندگان ( فلسطین ) .
قطعنامه 242 مورد قبول قدرتهای جهانی و اكثریت كشورهای غرب قرار گرفت اما طرفین اصلی منازعه بین فلسطینی ها و اسرائیلی ها حاضر به قبول آن نبود ، زیرا هر دو مدعی مالكیت تمامی خاك فلسطین بودند .
قطعنامه 338
این قطعنامه پس از جنگ چهارم اعراب و اسرائیل در 22 اكتبر 1973 توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب رسید .
طیق این قطعنامه :
1- از تمامی طرحهای درخواست شده بود تا هر گونه تیر اندازی را متوقف و فوراً به همه فعالیت های نظامی در مناطق اشغالی ، تا حداكثر دوازده روز ساعت پس از اتخاذ این تصمیم ، خاتمه دهند .
2- از تمامی طرفهای درخواست می كرد تا بلافاصله پس از شروع آتش بس ، مفاد قطعنامه 242 شورای امنیت را با تمام جزئیاتش به مرحله اجرا در آورند.
3- از طرفین درخواست می كند برای استقرار یك صلح پایدار و عادلانه در خاورمیانه ، با یكدیگر وارد مذاكره شوند.
تبلیغات 
