تبلیغات
مقالات سیاسی
معاهدات بین المللی و سیاسی/فلسطین قسمت دوم | مقاله ,

طرح های صلح خاورمیانه

1- در سال 1951 ، كنفرانس صلح پاریس تشكیل گردید . در این كنفرانس پیشنهاد پرداخت غرامت جنگی و بازگشت تعدادی از آوارگان عرب و همچنین تعیین مرزها ارائه گردیده . اعراب بر انجام مذاكرات غیر مستقیم با رژیم صهیونستی اصرار داشتند ولی اسرائیل آن را رد نمود و از مذاكره خودداری كرد و لذا فلسطینی ها حملات خویش را از مرزها آغاز نمودند .

2- در سال 1955 ، « دالس » وزیر خارجه وقت آمریكا ، با پشتیبانی انگلستان و فرانسه پیشنهاد تعیین مرزها و بازگشت آوارگان به میهن و اعطای ضمانت نامه های بین المللی را داد، ولی اعراب موافقت نكردند و پاسخ اسرائیل جز در مورد تعیین مرزها، مثبت بود.

3- در سال 1962 ، « جانسون » در سازمان ملل متحد پیشنهاد نمو دكه به آوارگان عرب، حق بازگشت به میهن یا دریافت غرامت داده شود. اعراب به بازگشت تأكید داشتند ولی اسرائیل به كل پیشنهاد پاسخ منفی داد .

4- در سال  1965 ، « حبیب بورقیه » رئیس جمهوری تونس بر اساس تقسیم فلسطین مصوبه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1949 ، پیشنهاد راه حل مرحله ای را داد. پیشنهاد بورقیه با عكسل العمل شدید اعراب بویژه « جمال عبد الناصر » علیه وی مواجه شد و اسرائیل نیز در مقابل پیشنهاد مذكور طرح « اشكل » را عرضه كرد كه مبتنی بر جمع كردن آوارگان جهان عرب و تحقق متاركه در مرزها بود .

5- بعد از جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل در ژوئن 1967 ، شورای امنیت قطعنامه مشهور 242 را به تصویب رساند. در این قطعنامه از عقب نشینی اسرائیل ، مرزهای امن، حل مشكل آوارگان ( ملت فلسطین ) صحبت شده است .

6- در سال 1970 « ویلیام راجرز» وزیر خارجه آمریكا ، طرحی را مطرح نمود مبتنی بر اجرای قطعنامه 242 شورای امنیت در مورد مصر و اردن ،( برقراری آتش بس سه ماهه در كانال سوئز وساطت سازمان ملل متحد برای حل بحران ). عكس العمل اعراب ( به جز فلسطینی ها ) و اسرائیل مثبت بود و آتش بس پیشنهادی در كانال سوئز عملاً پذیرفته شد.

7- در سال 1972 ، اردن، طرح پادشاهی متحده عرب را عرضه كرد كه هدف از آن متحد كردن شرق و غرب رود اردن ، تحت سلطنت رژیم اردن بود. این طرح با مخالفت اعراب روبرو گردید .

8- در سال 1973 كنفرانس ژنو برای حل مسائل خاورمیانه تحت ریاست مشترك آمریكا و شوروی تشكیل گردید . اردن و مصر در این كنفرانس شركت كردند ولی سوریه از حضور در آن خوداری ورزید .

9- در سال 1977 ، « كارتر » رئیس جمهوری وقت آمریكا ، اصل « زمین در برابر صلح » را اعلام كرد و خواستار الحاق سرزمین فلسطین به اردن شد . پاسخ اعراب مثبت بود و فلسطینی ها احتیاط نشان دادند ، ولی اسرائیل موضع منفی گرفت .

10- در سال 1978 ، توافق های كمپ دیوید میان سادات و اسرائیل با مشاركت آمریكا امضاء شد . در توافقهای مزبور قطعنامه 242 شورای امنیت مورد تأیید قرار گرفته و از امضای پیمان صلح میان مصر و اسرائیل و اعطای خودمختاری به ساحل غربی و نوار غزه، سخن به میان آمده است .

عكس العمل اعراب در مقابل توافق های كمپ دیوید شدید بود ، به نحوی كه كنفرانس سران عرب در بغداد تشكیل گردید و طی آن عضویت مصر در جامعه عرب تعلیق شد و مقر جامعه مزبور از قاهره به تونس منتقل شد و مجازات های دیگری علیه مصر در سطح جهان عرب اعمال گردید. ولی علیرغم آن، سادات به راه مصالحه جداگانه با اسرائیل و نزدیكی بیشتر با آمریكا ادامه داد و پیمان صلح بین مصر و رژیم ذكر شده ، در ماه مارس سال 1979 ، امضاء شد .

11- در سال 1980 ، جامعه اقتصادی اروپا اعلامیه « ونیز » را منتشر كرد كه طی آن شركت « ساف » در مذاكرات آینده صلح خاورمیانه خواسته شده است . واكنش اعراب در مقابل اعلامیه ونیز مثبت و اسرائیل منفی بود .

12- در سال 1981، « لئونید برژنف » ، رهبر حزب كمونیست و رئیس اتحاد جماهیر شوروی ، طرحی را ارائه داد كه در آن از تشكیل یك كنفرانس بین المللی برای بررسی مساله خاورمیانه ، مرزهای امن و تشكیل كشور فلسطین صحبت شده است . عكس العمل اعراب در مقابل این طرح مثبت و پاسخ اسرائیل منفی بود .

13- در تابستان 1981 ، « امیر فهد » ولیعهد عربستان سعودی ، طرحی را عرضه كرد. این طرح متضمن عقب نشینی اسرائیل از سرزمین های اشغالی عرب ( در سال 1967 ) ، تشكیل كشور فلسطین و حق زندگی در صلح برای همه كشورهای منطقه بود. پاسخ اعراب به استثنای سوریه و لیبی و برخی از سازمان های فلسطینی ، مثبت و عكس العمل اسرائیل منفی بود .

14- در دسامبر 1982 ، در حالی كه آخرین گروه از رزمندگان فلسطینی ، پس از 88 روز مقاومت در مقابل تهاجم گسترده نیروهای اسرائیلی به لبنان ، شهر بیروت را ترك می كردند ، «رونالد ریگان » رئیس جمهور وقت آمریكا ، طرح خاورمیانه ای خود را اعلام نمود .

در طرح ریگان از پیوستن سرزمین های فلسطینی ساحل غربی و نوار غزه به اردن و تحقیق خود مختاری برای فلسطینی ها در این مناطق صحبت شده است .

این طرح اگر چه دولت مستقل فلسطینی و بطور كلی حق تعیین سرنوشت برای ملت فلسطین را نادیده گرفت ، ولی به جز از سوی سوریه و لیبی با مخالفتی در سطح جهان عرب روبرو نشد و سازمان آزادبخشی فلسطین ( ساف ) هم به دلایل فوق آن را غیر كافی دانسته است . اما عكس العمل اسرائیل در مقابل طرح مذكور منفی بوده است .

15- در سپتامبر 1982 ، كنفرانس سران عرب در شهر فاس ( مغرب )، طرحی را تصویب نمود كه به « منشور فاس »  معروف شده است .

در این طرح از عقب نشینی نیروهای اسرائیلی تا پشت مرزهای سال 1967 ، تشكیل دولت مستقل فلسطینی ، به رهبری « ساف » و تضمین طرح برای تمام دولت های منطقه توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد ، سخن به میان آمده است . منشور فاس مورد تصویب اكثر كشورهای عرب و همچنین ساف واقع شد .

16- كنفرانس صلح مادرید : طرح صلح آمریكا با شعار « زمین در برابر صلح » ، نقطه عطفی در طرح های صلح میان اعراب و اسرائیل محسوب می شود . اولین دور مذاكرات در مادرید پایتخت اسپانیا ، در 30 اكتبر 1991 و با حضور هیاتهایی از سوریه، لبنان ، اسرائیل و هیات مشترك اردنی – فلسطینی آغاز شد .

این مذاكرات از دور چهارم به واشنگتن منتقل گردید . نا دور پنجم مذاكرات ، كه در اسرائیل حزب « لیكود » حاكم بود ، هیچگونه اتفاق خاصی رخ نداد . اما از دور ششم كه حزب « كار » به رهبری « اسحاق رابین » روی كار آمد ، مذاكرات صلح شاهد شعارهای جدید از سوی رابین بود . رابین با متهم كردن لیكود مبنی بر اینكه مانع  پیشرفت مذاكرات و تحقق صلح بوده اعلام نمود كه قطعنامه های 242 و 338 را قبول داشته ولی عقب نشینی از جنوب لبنان را بر اساس قطعنامه 425 شورای امنیت را رد كرد و این عقب نشینی را منوط به تضمین امنیت اسرائیل از سوی لبنان و از طریق خلع سلاح و انهدام حزب ا... دانسته است . همچنین دفتر نخست وزیری اسرائیل اعلام نمود كه ادامه شهرك سازی ، روند مذاكرات را طولانی می كند . بنابراین شهرك سازی متوقف می شود. البته هیچ كدام از وعده ها تحقق نیافت و از ادامه مذاكرات نتیجه ای حاصل نشد . پس از مرحله اول دوره هفتم مذاكرات ، « بیل كلینتون » از حزب دموكرات ، رئیس جمهور شد و حمایت آمریكا از اسرائیل در این مذاكرت بیشتر و نیز مذاكرات چند جانبه ( اسرائیل و هیات های عربی ) به مذاكرات دو جانبه تبدیل گردید.

مذاكرات صلح مادرید پس از ده دوره ، به نتیجه قطعی و روشنی دست نیافت و عملاً به بن بست رسید . اما شكسته شدن قبح مذاكره با رژیم اشغالگر و شناسایی آن به عنوان یك دولت قانونی و مشروع ، به هر حال برای اسرائیل یك پیروزی و موفقیت بزرگ محسوب می شود .

حذف كلی این مذاكرات به این صورت بود كه یك خود گردانی فلسطینی می تواند در كرانه غربی و نواره غزه ایجاد شود . این خود گردانی باید ظرف 5 سال تشكیل و برای یافتن راه حل نهایی باید طی سه سال ، مذاكرات بیشتری انجام شود.

پس از پایان ده دوره مذاكره كه در ژوئن 93 پایان یافت ، رئیس هیات فلسطینی اعلام كرد كه فرایند صلح در خطر است و ما نمی توانیم مذاكره كنیم . وی كلینتون را به جانبداری از اسرائیل متهم كرد و گفت « 20 ماه مذاكره و سه هفته شركت در دهمین دور مذاكرات دو جانبه نشان داد ، شكافی كه بر سر مسائل مهم ، دو طرف را از یكدیگر جدا می سازد ، به حال خود باقی است »

17- كنفرانس اسلو و توافقنامه غزه – اریحا

همزمان با مذاكرات چند جانبه بین نمایندگان اعراب و اسرائیل كه پس ا زده دور به نتیجه روشنی نرسید ، گفتگوی دو جانبه بین طرف های اصلی یعنی ساف و اسرائیل به طور مخفیانه در اسلو در جریان بود. پس از ماه ها مذاكره ، سرانجام در سپتامبر 1993 اسحاق و یاسر عرفات ، كلیات توافقنامه غزه – اریحا را امضاء كردند .

این توافقنامه مبنای اصلی طرح به اصطلاح صلح خاورمیانه است و تمام تحولات و مذاكرات انجام گرفته از سال 1993 تا 2001 میان رژیم صهیونیستی و ساف در چارچوب این توافقنامه می باشد .

تا این زمان رهبری عرفات چه در ساف ( به دلیل انشعاب متعدد و ابراز مخالفت های داخلی به خاطر تنازلات پی در پی وی در قبال اسرائلیان )، چه در سرزمینهای اشغالی ( به خاطر رشد گرایشات اسلام خواهانه حماس و جهاد اسلامی ) و چه در منطقه و حوزه بین الملل (به خاطر حمایت از صدام و كودتای اوت 92 شوروی ) به اعلی درجه ضعف رسیده بود و رهبری پیر ساف كه می دید دیگر هیچ برگ برنده ای برای از دست دادن ندارد، دست به قمار بزرگ گفتگوهای سری اسلو زد .

دو طرف یكدیگر را به رسمیت شناختند و موافقت كردند كه یك خودگردانی فلسطینی را نخست در غزه ایجاد كنند و سپس در نقاط دیگری از كرانه غربی رود اردن توسعه دهند . خودگردانی می بایستی شامل امور بهداشتی ، آموزش و پرورش ، خدمات اجتماعی ، جهانگردی ، مالیات و پلیس باشد . اما مسایل مربوط به شهرك های یهودی نشین ، پناهندگان فلسطینی ، بیت المقدس شرقی بر 90% از سرزمین فلسطین كاملاً مسجل شده و رسمیت یافت .

خودمختاری فلسطینی ها ، تنها بر كمتر از 3% از كرانه باختری و 60% از نوار غزه كه مجموعاً 288 كیلومتر مربع از وسعت 27000 كیلومتر مربعی مورد پذیرش قرار گرفت كه شامل غزه ، اریحا و چند روستای كوچك می شد . با این توافقنامه فلسطینی ها بر 1% از خاك فلسطین ، خودمختاری بدست آوردند .

موضوع چگونگی حاكمیت بر 9% باقی مانده كه شامل بیت المقدس نیز می باشد ، به دورهای بعدی مذاكرات موكول گردید و در خوشبینانه ترین حالت، حكومت خود گردان در 5 % از سرزمی فلسطین تشكیل گردید .

یاسر عرفات ، رهبر ساف بعنوان نماینده قانونی مردم فلسطین و رئیس حكومت خودگردان معرفی گردید .

حكومت خودگردان فلسطین از داشتن ارتش مستقل ، بودجه جداگانه ، پول رایج ، سیاست خارجی و...محروم بود و حتی صادرات هر گونه كالا و مواد از طریق وزارت بازرگانی و وزارت خارجه اسرائیل می بایست انجام گردد. حتی در انتخابات شورای قانون گذاری فلسطین ، رژیم صهیونیستی ، نامزد ها را باید تأیید كند .

در توافقنامه غزه – اریحا ، مسائل مهمی نظیر سرنوشت آوراگان ، آینده حكومت خودگردان ، سرنوشت بیت المقدس ، مساله آب و شرح وظایف حكومت خود گردان ، چگونگی ارتباط غزه یا اریحا همچنان مبهم و لاینحل باقی مانده بود و این موارد به دور آخر مذاكرات موكول شده بود.

با توافقنامه غزه – اریحا كشورهای غربی موظف شدند رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسند و به عادی سازی روابط و بر قراری مناسبات اقتصادی با اسرائیل مبادرت ورزند .

18- قرار داد طابا : با استمرار روند مذاكرات میان رژیم صهیونیستی و عرفات ، در تاریخ 20/5/1374 قرار داد طابا به امضاء رسید .

بر اساس این قرار داد حاكمیت خود مختار حكومت گردان بر شهرهای جنین ، طولكرم، نابلس، قلقیلیه ، رام ا... و بخشی از شهرالخلیل اعمال می گردید و متعاقب آن عرفات و ساف در مقابل كلینتون متعهد شدند بندهای مربوط به نابودی اسرائیل را از منشور ملی فلسطین و اساسنامه سازمان آزادیبخش فلسطین ، حذف نمایند .

19- توافقنامه صلح مریلند ( وای ریور 1 ) : پس از گذشت 5 سال از امضای توافقنامه اسلو و همچنین توقف 19 ماهه مذاكرات صلح در تاریخ 23/7/1373 مذاكرات نتانیاهو – عرفات ، با وساطت جدی رئیس جهموری آمریكا در مریلند آغاز شد . هیئت های فلسطینی – اسرائیلی پس از 9 روز مذاكرات فشرده كه با مشاركت كلینتون و جورج تنت ، رئیس C.I.A صورت گرفت ، توافقنامه جدید را در تاریخ 1/8/1377 ( پاییز 98 ) منعقد نمودند .

بر اساس این توافقنامه ،؟ نیروهای اسرائیلی از 1/13% از خاك كرانه باختری در عرض سه ماه فرا خوانده می شوند .

ایم مقدار زمین به سه طریق اداره می گردد:

1- حاكمیت مدنی و امنیتی 1 تا 3 % كرانه غربی ، در اختیار حكومت خود گردان است .

2- قسممت اعظم از 1/13 % تحت عنوان « حاكمیت مشترك » اداره گردد كه امور مدنی در اختیار حكومت خود گردان و امور امنیتی بعهده اسرایئل است .

3- مابقی ، منطقه حفاظت شده طبیعی می باشد كه فلسطینی ها در آن حق ساخت و ساز ندارند .

در عین حال اسرائیل متعهد می شود كه 750 تن از زندانی های فلسطینی را طی سه مرحله آزاد كند ( در این زمان 3500 فلسطینی در زندان های رژیم صهیونیستی به سر می بردند )

تشكیلات خودگردان نیز تعهد می كند كلیه سلاح ها و تجهیزات نظامی غیر قانونی در سرزمین های فلسطینی مصادره كند و با سرویس های امنیتی آمریكا و اسرائیل برای از بین بردن گروه های تروریستی و جریان مخالف روند صلح ، همكاری نزدیك و همه جانبه داشته باشند .

20- قرار داد وای ریور 2 (شرم الشیخ دوم )

توافقنامه شرم الشیخ دوم در 13/6/1378 ( تابستان 1999 )در شهر شرم الشیخ واقع در مصر ، با حضور « مادلین آلبرایت » وزیر امور خارجه آمریكا، و طرف های اسرائیلی و فلسطینی به امضاء رسید ،كه در واقع برنامه زمان بندی ، درباره چگونگی اجرای قرار داد مریلند یا وای ریور 1 مفاد مرحله اجرا در آمد :

1- عقب نشینی از 7 % اراضی كرانه باختری كه از 19/6/1378 تا 22/6/1378 انجام شد ، اما بعداً حكومت خود گردان اعلام كرد اسرائیل به جای 7% از 5/6 % عقب نشینی كرده كه از سوی اسرائیل رد شد .

2- عقب نشینی مرحله دوم كه قرار بود از 24/8/1378 ، طابق با 15 نوامبر 1999 ، انجام شود به دلیل اینكه اسرائیل اراضی غیر قابل سكونت را به حكومت خودگردان داد، عملاً با مخالفت حكومت خودگردان روبرو گردید و عملی نشد.

3- به جای آزادی 750 زندانی در مرحله عمل ، 350 زندانی آزاد گرید كه از زندانیان غیر جهادی بوند. فقط 12 نفر از زندانیان حماس و سازمان جهاد اسلامی آزاد شدند .

4- تخلیه 6 شهرك و واگذاری آن به حكومت خود گردان نیز عملی نشد و باراك آن را به مرحله نهایی مذاكرات واگذار نمود .

5- حكومت خودگردان تعداد زیادی از مسؤولین و كادرهای حماس و سازمان جهاد اسلامی را دستگیر و زندانی نمود .

این اقدام با همكاری C.I.A و موساد و با هماهنگی دستگاه اطلاعاتی اردن ، مصر و حكومت خود گردان و در تاریخ 29/6/1387 با دستگیری ابراهیم القوشه ، سخنگو ، خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی ، موسی ابومرزوق و محمد ابونضال از اعضای دفتر سیاسی حماس به اوج خود رسید .

21- اجلاس كمپ دیوید 2 :

اجلاس كمپ دیوید 2 ، در آمریكا در اواخر مرداد 1379 ( تابستان 2000 ) و با حضور مسؤولین آمریكا ، رژیم صهیونیستی و حكومت خودگردان تشكیل گردید .

 موضوعات مورد بحث در این اجلاس عبارت بودند از :    

1- سرنوشت بیت المقدس .

2- وضعیت آوارگان فلسطینی ( آوارگان سال 1948و 1967 ) .

3- اعلام موجودیت كشور مستقل فلسطین .

4- مرزهای حكومت خود گردان .

5- وضعیت شهركهای یهودی نشین در كرانه باختری و نوار غزه .

6- چگونگی تقسیم منابع آب .

باراك یك روز پس از بدست گیری زمام امور رژیم صهیونیستی ، بر چهار موضوع ، تحت عنوان « خطوط قرمز  اسرائیل برای مذاكره » در دو روز پایانی مذاكرات صلح تأكید كرد كه عبارنتد از :

1- بیت المقدس و قدس برای همیشه تحت حاكمیت اسرائیل خواهد بود.

2- اسرائیل تحت هیچ شرایطی به مرزهای 1967 ، بازنخواهد گشت .

3- حكومت خودگردان و فلسطینی ها، هرگز اجازه داشتن ارتش نخواهند داشت .

4- شهرك های یهودی نشین در کرانه باختری و نوار غزه تحت حاكمیت اسرائیل خواهند بود.

همچنین باراك قبل از شروع مذاكره دور آخر اعلام كرد ، اجازه بازگشت به آوارگان فلسطینی 1948 و 1967 را نخواهد داد .

بنابراین از شش مساله ای كه در دستور كار دور آخر قرار داشت ، رژیم صهیونیستی چهار موضوع را به عنوان خطوط قرمز اسرائیل مطرح نمود كه اصلاً  قابل بحث نمی باشد . نپذیرفتن مساله پنجم نیز كاملاً بدیهی است ، زیرا در صورت بازگشت آوارگان فلسطینی سالهای 1948 و 1967 كه بیش از 3/5 میلیون نفر تخمیم زده می شوند، تركیب جمعیت به نفع فلسطینی ها رقم می خورد و همان طور كه پیش بینی می شد ، این دور مذاكرات نیز با شكست روبرو شد . 

فرآیند فریب رهبران ساف در صلح خاورمیانه :

1- بر اساس توافقنامه طرح تقسیم فلسطین در سال 1948 می بایست 12300 كلیومتر مربع از كل فلسطین در اختیار فلسطینی ها و 14700 كیلومتر مربع در تصرف اسرائیل باشد . به عبارت دیگر حدود 45 درصد ، متعلق به فلسطین و 55 درصد در اختیار اسرائیل باشد .

2- بر اساس قطعنامه شماره 244 ، كه پس از اشتغال باقیمانده سرزمینهای فلسطین در جنگ 1967 صادر شد . می بایست تمام كرانه غربی و نوار غزه همراه با مناطق اشغال شده در جنگ 1967 به فلسطینی ها مسترد گردد كه حدود 6000 كیلومتر مربع می باشد .

3- در كنفرانس مادرید در سال 1991 ، آمریكا و اسرائیل قول استرداد 100 درصد از سرزمینهای كرانه باختری و نوار غزه را به رهبران ساف و یاسر عرفات دادند و به این وسیله تمام امتیازات لازم را از او ستاندند .

4- در كنفرانس اسلو در سال 1993 ، توافقنامه غزه – اریحا رقم 100 درصد به 90 درصد كاهش یافت .

5- در قرار داد مریلند و وای ریو1 ، در سال 1997 ، رقم 90 درصد مجدداً كاهش یافت و به 40 درصد رسید .

6- در اجلاس شرم الشیخ و توافقنامه وای ریور2 ، در سال 1997 ، رقم 40 درصد   بازهم كاهش یافت و به 18 درصد رسید، یعنی 1018 كیلومتر مربع .

7- در اجلاس كمپ دیوید ، در تابستان سال 2000 ، رقم 18 درصد به 5/13 درصد كاهش یافت .

8- در كنفرانس اسلو صحبت از ایجاد حكومت مستقل فلسطینی بود، اما در طول مذاكرات موضوع ، به نوعی خودمختاری محدود با قدرت عمل بسیاری پایین تر تبدیل شد.

قطعنامه های بین المللی

تا سال 1993 ، 579 قطعنامه به نفع مردم فلسطین صادر گردیده است . مهمترین آنها چهار قطعنامه ای است كه پایه صلح در خاورمیانه می باشند . از این میان ، قطعنامه هر دو كشور اسرائیل و فلسطین موحجودیت می یابند . قطعنامه بعدی ، قطعنامه 194 نیز به اسرائیل حكم می كند دستور و اجازه بازگشت پناهندگان فلسطینی سال 1948 به بعد را به خانه های خود صادر كند و به كسانی كه نمی خواهند مراجعت كنند ، غرامت بپردازد . به دنبال جنگ 1967 ، شورای امنیت قطعنامه 242 را صادر می كند . این قطعنامه سرانجام درخواست می نماید كه اسرائیل از تمامی اراضی كه به روز اشغال كرده ، خارج شود . پس از جنگ 1973 شورای امنیت قطعنامه 338 صادر نموده و در آن دستور می دهد كه اسرائیل قطعنامه 242 را اجرا نماید و بدین ترتیب مجدداً تاكید می كند كه اسرائیل باید اراضی اشغالی را باز پس دهد .   

  قطعنامه 242 

پس از شروع جنگ شش روزه ( 1967 ) كه منجر به شكست اعراب و اشغال نواحی ساحل غربی بلندیهای جولان و زه و شبه جزیره سینا بوسیله اسرائیل گردید ، شورای امنیت قطعنامه 242 را تصویب نمود . در این قطعنامه كه زمینه ای برای مذاكرات بعدی و حل نهایی مشكل خاورمیانه فرض شده بر غیر قابل قبول بودن تحصیل قلمرو بوسیله جنگ و تلاش برای یافتن صلح دائم تاكید شده است تا همه كشورهای منطقه بتوانند در امنیت به سر برند.

بر اساس قطعنامه 242 برقراری صلح دائم تاكید شده است تا همه كشورهای منطقه بتوانند در امنیت به سر برند .

براساس قطعنامه 242 برقراری صلح با دوام به اصول زیر بستگی داشت .

1- عقب نشینی اسرائیل از سرزمینهایی كه در جنگ اخیر به اشغال در آورده است .

2- احترام حاكمیت ، تمامیت اراضی و استقلال سیاسی همه كشورهای منطقه و زندگی كردن آنها در صلح و مرزهای شناخته شده .

3- تضمین آزادی كشتیرانی در آبراه های بین المللی منطقه .

4- حل عادلانه مساله پناهندگان ( فلسطین ) .

قطعنامه 242 مورد قبول قدرتهای جهانی و اكثریت كشورهای غرب قرار گرفت اما طرفین اصلی منازعه بین فلسطینی ها و اسرائیلی ها حاضر به قبول آن نبود ، زیرا هر دو مدعی مالكیت تمامی خاك فلسطین بودند .

قطعنامه 338

این قطعنامه پس از جنگ چهارم اعراب و اسرائیل در 22 اكتبر 1973 توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب رسید .

طیق این قطعنامه :

1- از تمامی طرحهای درخواست شده بود تا هر گونه تیر اندازی را متوقف و فوراً به همه فعالیت های نظامی در مناطق اشغالی ، تا حداكثر دوازده روز ساعت پس از اتخاذ این تصمیم ، خاتمه دهند .

2- از تمامی طرفهای درخواست می كرد تا بلافاصله پس از شروع آتش بس ، مفاد قطعنامه 242 شورای امنیت را با تمام جزئیاتش به مرحله اجرا در آورند.

3- از طرفین درخواست می كند برای استقرار یك صلح پایدار و عادلانه در خاورمیانه ، با یكدیگر وارد مذاكره شوند.


نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه 31 تیر 1386 و ساعت 01:07 ق.ظ
تاریخچه فلسطین | مقاله ,

كنعانیان در 2500، عبرانیان در 1805 و فلسطینیان در 1184 ق.م به ارض كنعان در آمدند. كشتار و جنگ های بسیار داخلی، عبرانیان را از پیروزی نهایی بر آن دو تا عصر حضرت داوود (ع) بازداشت، ولی دوران پیروزی نهایی بر آن دو تا عصر حضرت داوود (ع) بازداشت، ولی دوران پیروزی آنان نیز زودگذر بود؛ زیرا پس از حضرت داوود (ع) و سلیمان (ع)، میان قوم بنی اسرائیل اختلاف افتاد و دو دولت یهودی (اسرائیل و یهودا ) پدید آمدند و به جنگ با یكدیگر و همسایگان خویش پرداختند. سرانجام این دو دولت، به ترتیب در 921 و 701 ق.م مغلوب آشوریان شدند. بابلیان پس از پیروزی بر آشوریان، متصرفات آنان در فلسطین را نیز به دست آوردند. در برابر، فارسیان بر بابلیان پیروز شدند و كوروش، یهودیان اسیر بخت نصر را به ارض كنعان بازگرداند. پس از آن، قدس بارها میان مقدونیان، مصریان، رومیان، ایرانیان و ... دست به دست شد. بنابراین، یهود، اهالی اصلی فلسطین نیستند، بلكه چند صباحی در آن زیسته اند، و حتی در آن تمدنی بنا نكرده و بیشتر به خونریزی مشغول بوده اند. چنین رفتاری تا حدودی ریشه در دستورهای تحریف شده دینی آنان دارد. در كتاب مذهبی آنان می خوانیم: و اگر با تو صلح نكرده با تو جنگ نمایند پس آن را محاصره كن، و چون یهوه خدایت آن را به دست تو بسپارد جمیع ذكوراتش را به دم شمشیر بكش. لیكن زنان و اطفال و بهایم و آنچه در شهر باشد یعنی تمامی غنیمتش را برای خود به تاراج ببر و غنایم دشمنان خود را كه یهوه خدایت به تو دهد، بخور. با ظهور اسلام، كوشش هایی از سوی مسلمانان برای تصرف فلسطین صورت گرفت كه سرانجام در زمان عمر به ثمر نشست. نتیجه این كه، فلسطین به منطقه ای اسلامی تبدیل شد و به ترتیب تحت حاكمیت بنی امیه، بنی عباس، طولونیه، فاطمیان، قرامطه و سلجوقیان درآمد. در سال 1095 م. پاپ اوربن و پترس راهب، مسیحیان را برای تصرف قدس فراخواندند. این امر منجر به آغاز یك سلسله جنگ ( جنگهای صلیبی ) شد كه تا 1291م. ادامه یافت، و طی آن، قدس چند بار به اشغال مسیحیان درآمد. اما از 1291م. تا 1918م. قدس، جز در مدتی كوتاه كه توسط فرانسویان و مصریان اشغال شد، در تصرف عثمانیان بود. شریف حسین ( شریف مكه ) با اعتماد به قول سر هانری مك ماهاناز (1914 تا 1916م. نائب شاه و نماینده انگلیس در مصر بود. مصر از 1882م. تحت اشغال انگلیسی ها قرار داشت.) مبنی بر كمك انگلیس به استقلال اعراب، در 1915م. وارد جنگ علیه عثمانی شد، و سهم بزرگی از پیروزی متفقین را به خود اختصاص داد. اما انگلیسی ها بر اساس قرار داد سایكس ـ پیكو ـ منعقد در 1916م. ـ بخش وسیعی از ممالك عربی و از جمله فلسطین را در اختیار گرفتند، و سپس بر پایه اعلامیه بالفور ـ صادر شده در 1917م. فلسطین را برای تشكیل وطن ملی یهود، به صهیونیست ها وعده دادند. سرانجام، به رغم مخالفت اعراب، كنفرانس سان ریمو (شورای عالی متفقین 1920م. ) فلسطین را به شراط اجرای اعلامیه بالفور به تحت حمایت انگلیس در آورد. در 1922م. جامعه ملل نیز كفالت فلسطین از سوی انگیس را، كه متضمن تشكیل وطن ملی یهود، به رسمیت شناختن آژانس یهود، مشروع دانستن صهیونیسم و پذیرش مهاجرت یهودیان به فلسطین بود، تصویب كرد. این اقدامات زمینه های تاسیس دولت اسرائیل در 1948م. را فراهم آورد.
تاریخ نوین
سرآغاز تاریخ نوین فلسطین، ریشه در تولد نامشروع اسرائیل و حوادث پس از آن دارد. برخی از مهمترین حوادث این مقطع تاریخی عبارتند از:
اعلام موجودیت اسرائیل: سازمان ملل متحده به درخواست دولت انگلیس، به منظور بررسی مساله فلسطین و آینده سیاسی آن، در 2 آوریل 1947 م. تشكیل جلسه داد كه حاصل آن، تصویب طرح تقسیم فلسطین در 29 نوامبر 1947م. به دو كشور ودولت یهودی و عربی و یك منطقه بین المللی (بیت المقدس) تحت نظر آن سازمان بود. اعلام اینطرح و نیز اعلام تصمیم بریتانیا بر خروج فلسطین در 15 مه 1948م. منجر به تشدید اختلاف میان صهیونیست ها و اعراب فلسطینی شد. سرانجام، صهیونیست ها با پیروزی بر قوای چریكی فلسطینی به رهبری عبدالقادر الحسینی وقاوقچی، در 14 مه 1948 م. استقلال و تاسیس كشور اسرائیل را اعلام كردند. جنگ های پنج گانه: به دنبال اعلام استقلال و تاسیس كشور اسرائیل، ارتش كشورهای عربی به آن كشور حمله كردند كه حاصل آن، چیزی جز اشغال 77% خاك فلسطین توسط اسرائیل، سرازیر شدن 875 هزار آواره فلسطینی به كشورهای همجوار، به اكثریت رسیدن جمعیت یهودی فلسطین و تثبیت موقعیت اسرائیل نبود. دستاورد جنگ سوئز 1956م. گشوده شدن خلیج عقبه بر روی كشتی های اسرائیل بود. در جنگ شش روزه 1967 م. صحرای سینا، نوار غزه، كرانه غربی رود اردن، ارتفاعات جولان و تمامی اورشلیم (بیت المقدس ) به تصرف اسرائیل در آمد. در جنگ 1973 م. اسرائیل بخش اعظم مناطق اشغالی 1967م. را حفظ كرد. جنگ 1982م. توسط اسرائیل علیه لبنان و چریك ها از لبنان و اشغال بخشی از جنوب آن از كشور از سوی اسرائیل، به پایان رسید. پیمان های صلح: آثار جنگ 1973م. مانند ناامیدی رژیم های عربی به شكست اسرائیل، تردید اسرائیل در افسانه شكست ناپذیری خویش در پی شكست اولیه در این جنگ، احساس نیاز روس ها و امریكایی ها به جلب حمایت اعراب و گسترش روابط با آنان و روی كارآمدن حزب كارگر در اسرائیل، موجب گرایش منطقه ای و جهانی به برقراری صلح در خاورمیانه گردید. در این جهت، نختسین گام با برپایی كنفرانس صلح خاورمیانه در ژنو ( 1973م. ) برداشته شد كه با انعقاد پیمان كمپ دیوید در 1979 م. وارد مرحله ای نوین گشت. این پیمان، به معنای به رسمیت شناختن اسرائیل و نادیده گرفتن حقوق مسلم مردم فلسطین بود. مذاكرات صلح خاورمیانه با انعقاد پیمان غزه اریحا در 1993م. ، به نقطه اوج پذیرش موجودیت اسرائیل رسید؛ زیرا بر اساس این پیمان، ساف ( سازمان آزادی بخش فلسطین ) و اسرائیل یكدیگر را به رسمیت شناختند و ایجاد یك دولت خودمختار فلسطینی در كرانه باختری رود اردن و منطقه غزه، مورد تصویب قرار گرفت.
انتفاضه:
ناامیدی مردم از دولت های عربی و ساف برای بازپس گیری فلسطین و تاثیر انقلاب اسلامی ایران، روندی نوین از قیام و مبارزه علیه اسرائیل را پدید آورد كه آنرا « انتفاضه » می خوانند. انتفاضه با هدف رفع اشغال فلسطین، در پاییز 1987م. با نیروی بسیار پا به عرصه حیات سیاسی گذاشت، به گونه ای كه حكومت های عربی گروههای فلسطینی را به دنباله روی از خود وادار ساخت، و برای نخستین بار، اسرائیل را با خطری جدی از درون رو به رو كرد. بدین سان، اسرائیل برای نخستین بار، موضعی دفاعی برگزید و مهاجرت یهودیان به اسرائیل كاهش یافت. از این رو، اسرائیل كوششی گسترده برای مهار آن آغاز كرد، ولی هیچ یك از این كوشش ها ( مانند تاسیس دولت خودگردان فلسطین ) تاكنون نتوانسته است انتفاضه را سركوب یا متوقف كند.
اهمیت سوق الجیشی
برخلاف آنچه صهیونیست ها ادعا می كنند، طرح نخستین تاسیس یك كشور یهودی در فلسطین، از آنان نیست، بلكه طراحی اصلی، قدرت های استعماری بوده اند. به بیان دیگر، پیشنهاد یهود سازی فلسطین از سوی فرانسه و انگلیس و پیش از توصیه تئودور هرتصل، پایه گذار صهیونیسم ( 1904 م. ) در كنفرانس 1897م. بال سوئیس مطرح شد. این نشان از اهمیت استراتژیك سرزمین فلسطین برای دولت های استعمارگر دارد. فلسطین به دلیل قرار داشتن در قلب امپراتوری عثمانی و مجاورت (با) دریای مدیترانه و كانال سوئز، منطقه بسیار پرمنفعتی برای اروپایی ها به شمار می آمد... (زیرا) كه قلمرو عربی امپراتوری عثمانی بر سر راه های هندوستان و شرق آسیا و خلیج فارس قرار داشت... آمریكا به ویژه در سالهای دهه 1930م. به اهمیت منافع استراتژیك نفت در عربستان سعودی و خلیج فارس پی برد و ... از سوی دیگر كشورهای خاورمیانه و به ویژه جهان عرب می توانستند به بازارهای خوبی جهت مصرف كالاهای امریكا تبدیل شوند. این منافع متقابل باعث شد تا پس از برپایی كنفرانس صهیونیست ها دره تل بیلت مور نیویورك در 1942م.، دولت امریكا حمایت كامل خود را از سیاست جدید جنبش صهیونیسم برای تبدیل فلسطین به یك كشور یهودی اعلام كند. وانگهی، به اعتراف هرتصل، یهودیان نمایندگان تمدن غرب خواهند بود كه قادرند به گمان او، پاكی نظم و رسوم منزه غرب را به گوشه طاعون زده شرق، یعنی فلسطین، به ارمغان آورند. دولت اسرائیل و سرزمین اسرائیل برای صهیونیست ها نیز از اهمیتی بسیار برخوردار است. جنبش صهیونیسم، دو دلیل تاریخی و مذهبی در رابطه با تاسیس كشور اسرائیل در فلسطین ارائه داده است. ( دلیل اول ) مورخان صهیونیست... معتقدند... تاسیس... اسرائیل... در واقع بازسازی حكومت باستانی قوم یهود است كه در اثر هجوم بیگانگان در سده پنجم قبل از میلاد نابود شد... ( دلیل دوم ) بازگشت یهودیان به فلسطین و بنای دولت جدید... تحقق وعده الهی... (است) كه از سوی خداوند به سوی بنی اسرائیل داده شده است. در بخشی از اعلامیه تاسیس دولت اسرائیل، در این باره آمده است: سرزمین اسرائیل محل ولادت یهود بود. هویت معنوی، مذهبی و ملی آن ها در این جا شكل گرفت. در این جا بود كه به استقلال دست یافتند و فرهنگی خلق كردند كه اهمیت ملی و عالم گیر داشت. در این جا بود كه تورات را نوشته، به جهان عرضه داشتند. اما صهیونیست ها دلایلی معتبر برای تائید ادعاهای تاریخی و مذهبی خویش به دست نداده اند و حتی برخی یهودیان و صهیونیست ها، صحت این ادعاها را رد كرده اند. از دیگر دلایل اهمیت استراتژیك فلسطین اشغالی، همجواری آن با تنگه های استراتژیك جهان است. اسرائیل در همسایگی با تنگه های بسفر، داردانل، باب المندب و به ویژه، طولانی ترین كانال آبی جهان و كوتاه ترین راه دریایی میان اروپا و آسیا، یعنی تنگه سوئز قرار دارد. حتی فلسطین از طریق ساحلی كوچك در بند ایلات ( عیلات ) واقع در خلیج عقبه، به دریای سرخ و از آن طریق با كانال سوئز مرتبط است؛ كانالی كه اهمیت آنرا می توان از سخنان ارنست رنان، نویسنده مشهور فرانسوی، خطاب به سازنده كانال سوئز، فردینالد دولسپس، دریافت: آنچه شما ساخته اید، نه تنها دو دریا را به هم وصل می كند، بلكه یك كانال ارتباطی بین اقیانوس های دنیاست. اهمیت آن از لحاظ دریانوردی چندان شكوهمند است كه هنگام جنگ هر كس آزرومند در اختیار داشتن آن است. فلسطین برای جهان اسلام نیز دارای اهمیتی بسیار است؛ زیرا در قلب خاورمیانه و جهان اسلام جای دارد؛ منطقه ای كه طولانی ترین و پیچیده ترین منازعه قرن بیستم میلادی، یعنی اختلاف اعراب و اسرائیل در آن روی داده است. فلسطین، كه در هسته مركزی ممالك عربی واقع است، كشورهای عربی آسیا را به كشورهای عرب زبان افریقا متصل می كند و راه ارتباط و اتصال زمینی جزیره العرب به دریای مدیترانه و اقیانوس ها و كشورهای اروپایی به شمار می رود. از این رو، تاسیس اسرائیل در فلسطین، جهان عرب را به دو بخش جغرافیایی تقسیم و راه ارتباطی آن را قطع كرده است. همچنین، فلسطین زادگاه و زیست گاه شماری از پیامبران الهی، یادآور پیروزی مسلمانان بر صلیبیان و قبله گاه اول و معراج گاه پیامبر اكرم (ص) است. بنابراین، هرگونه ادعا و منازعه بر سرآن، غرور دینی مسلمانان را جریحه دار می كند. چنان كه گذشت، فلسطین زادگاه و آرامگاه بسیاری از پیامبران است؛ مثلاً شهر الخلیل، در 32 كیلومتری جنوب شرقی بیت المقدس، مدفن حضرت ابراهیم (ع)، همسرش ساره، اسحاق و یعقوب (ع) است. عیسی مسیح (ع) در شهر افراته بیت اللحم در 10 كیلومتری بیت المقدس به دنیا آمده است و در شهر ناصریه زیست و در همان جا به پیامبری رسید. عكا، مركز فعالیت بهائیان دنیاست، و قبر علی محمد میرزا ( علی محمد باب ) در آن جاست، و همچنین، قبر میرزا حسین علی بهاء، امام و پیغمبر دروغین و خدای حزب جاسوس بهائی در شهر حیفاست. بیت المقدس یا اورشلیم (شهر صلح و آرامش )، نزد پیروان سه دین یهودی، مسیحی و اسلام دارای اهمیت است. برخی از مهمترین اماكن مذهبی یهودیان، چون دیوار ندبه، كوه صهیون یا صیون ( پر آفتاب )، مقبره حضرت داوود و سلیمان نبی (ع) در بیت المقدس قرار دارند. مقدس ترین مكان مذهبی و زیارتی مسیحیان، یعنی زادگاه حضرت مسیح (ع) در بیت اللحم است. قدس نخستین قبله مسلمانان و مسجدالاقصی، محل معراج پیامبر است. جمعیت فلسطین اشغالی در 1993م. نیز از 4/81، 1/14،8/2 درصد تشكیل شده است، اما زبان رسمی آنان، عربی و عبری است. مساحت فلسطین اشغالی 20700 كیلومتر مربع است كه بیش از نیمی از آن فلات و كوه است. از این رو، بیشتر جمعیت فلسطین در مناطق پست و حاصل خیز ساحلی زندگی می كنند. جمعیت اسرائیل غاصب 4882000 نفر است كه سه پنجم آن را جوانان كمتر از 30 سال، به خود اختصاص داده اند. این در حالی است كه یك سوم این جمعیت، یهودیانی هستند كه از دیگر كشورها به اسرائیل مهاجرت كرده اند. برابر، شماری بسیار از جمعیت بومی فلسطین، در كشورهای دیگر آواره اند. هم اكنون این كشور به وسیله نظام جمهوری اداره می شود، و رئیس جمهور به مدت پنج سال از سوی تنها مجلس كشور، كه 120 عضو دارد، انتخاب می گردد، اما طول مدت نمایندگی مجلس، چهار سال است. همچنین، فلسطین اشغالی، از ویژگی های اقتصادی زیر بهره مند است:
1) منابع گازی در بحرالمیت كه پست ترین گودال جهان به شمار می رود، كشف شده است.
2) در حوزه كوچكی در جنوب شرقی اشدود نفت استخراج می شود.
3) یكی از دو لوله ای كه نفت عراق را به مدیترانه می رساند، به بندر حیفا وصل می شود.
4) اسرائیل غاصب در زمینه اقتصادی از پیشرفته ترین كشورهای خاورمیانه است و صنایع آن را الكترونیك، ماشین سازی و اسلحه سازی تشكیل می دهد.
5) بحرالمیت غنی ترین معادن پتاس جهان را دارا است. افزون بر این، منابع غنی منگنز، سدیم، برومین نیز در این دریاچه یافت می شود.
 

دلایل انتخاب

 

سران یهود وقتی می دیدند كه در نیمه قرن 19 ، اغلب سرمایه های اروپا و بلكه جهان استعمارزده در اختیار آنها و تشكیلات عظیم و جهانی فراماسونری تابع آنهاست و دولتهای بزرگ و قدرتمند عالم ، كارگزار سیاستهای آنها شده اند ، تصمیم گرفتند كه هدف نهایی خود، یعنی تشكیل حكومت جهانی یهود را عملی نمایند اینجانب سرزمین فلسطین در ابتدا از آن جهت روی دارد كه در واقع سرزمین فلسطین از نظر استراتژیكی و بین المللی نقطه شروع حركت به سوی حكومت جهانی است . و این اولین دلیل انتخاب این سرزمین برای تشكیل دولت اسرائیل بود . فلسطین به دلیل آنكه محل اتصال سه قاره اروپا ، آفریقا ، آسیا می باشد در طول تاریخ تمام قدرتهای جهان درصد تسلط بر این منطقه بوده اند و هر قدرتی كه بر آن سیطره پیدا می كرد از دست بالا و قدرت و نفوذ
فوق العاده ای بر خوردار میباشد و در سیاست جهانی نقش اساسی ایفا می كرده است . انتخاب این منطقه تنها به موقعیت سوق الجیشی و استراتژیك آن محدود نمی شود بلكه از نظر اقلیمی این منطقه از آب و هوای بسیار ملایم و مناسبی بر خوردار است همچنین محل ظهور و بروز ادیان الهی بسیاری در طول تاریخ بوده است و از نظر دینی و تاریخی حایز اهمیت ویژه ای است و به خصوص یهودیان كه پیامبرانشان در این سرزمین سالها حكومت دینی تشكیل داده اند و تورات این سرزمین به عنوان « ارض موعود » نامیده شده ؛ و همین مطلب باعث تهییج و تحریك یهودیان و توده های مردم یهودی سراسر جهان می شد و از طرفی دیگر این منطقه از قدیم الایام محل عبور و مرور كاروانهای تجارتی بوده است . تقریباً عموم راههای خشكی و دریایی از هر یك از سه قاره به دو قارة دیگر لزوماً باید از این منطقه بگذرد ، این منطقه معبر اصلی و پر رفت و آمد سراسرتاریخ است و همین مسئله با روحیة مال اندوزی و تجارت پیشه یهود بسیار نزدیكی دارد و یهود از دیر باز به دنبال كاروانهای تجاری و كسب و كار خود ، حضوری جنبی و تقریباً دور از چشم در این منطقه داشت . و در نهایت با توافقنامه بین دیزرائیلی – نخست وزیر انگلستان – وبارون روچلید كه طی آن انگلستان موظف می شد در ازای اعطای وام روچلیدها برای خرید سهام كانال سوئز به دولت انگلستان ورزسالاران یهود را جهت تشكیل یك دولت یهودی در فلسطین -كه مستعمره انگلستان بود – یاری دهد؛ اگر چه دیزرائیلی به عنوان رئیس جمهور انگلستان در این توافقنامه در پی تامین منافع استعماری آن كشور بود اما در واقع به عنوان یك یهودی متعصب و بلكه به عنوان یكی از اولین صهیونیستها در پی نابودی جهان اسلام و ایجاد سیطره جهانی یهود بود .
پس با توجه به اینكه این منطقه از نظر استراتژیك حائز اهمیت است و نیز از لحاظ عمق و گستردگی تمدن مهمترین منطقه جهان است و آنچه امروز به عنوان فرهنگ و تمدن وجود دارد محصول فرهنگ دینی این منطقه است . بنابراین طبیعی است كه قدرتهای عالم به این سرزمین طمع داشته باشند و قطعی است كه اگر قدرتی بخواهد مهمترین نقطه عالم را نقطه شروع حركت به سمت تصاحب همه جهان و سیطره بر تمام گیتی قرار دهد از اینجا شروع كند .


نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه 24 تیر 1386 و ساعت 09:07 ق.ظ
جنبش اخوان المسلمین در گذر تاریخ قسمت پایانی | مقاله ,

فعالیت اخوان پس از قتل حسن البناء

پس از قتل حسن البناء، حسن الهضیبی به عنوان دومین مرشد العام اخوان المسلمین انتخاب شد، وی بعد از امضای قرارداد 1954 بین مصر و انگلستان توسط جمال عبدالناصر، وی را خائن خواند و اخوان اقدام به ترور ناصر کرد، که این ترور نافرجام ماند و در نتیجه بسیاری از سران و اعضای اخوان المسلمین دستگیر و اعدام شدند.

بعد از ناصر در زمان ریاست جمهوری انورالسادات، به دلیل اعتقاد وی به سکولاریسم و مخالفت شدید با فعالیت اخوان، در ششم اکتبر 1981 سادات توسط شاخه ای از اخوان المسلمین موسوم به (تکفیر و الهجره) به رهبری خالد الاسلامبولی ترور شد. از قتل سادات و اعدام اسلامبولی فشارهای زیادی بر اخوان المسلمین وارد شد و فعالیت های آنها بیشتر جنبه مخفیانه و زیرزمینی پیدا کرد و دچار انشعابات زیادی شد.

تا اینکه جماعت اخوان المسلمین تصمیم گرفت در سال 1987تعدادی را وارد پارلمان کندو به عرصه فعالیت های سیاسی مصر وارد شود و 36 تن از اعضای آن موفق شدند وارد پارلمان شوند. مأمون الهضیبی در آن زمان به عنوان سخنگوی فراکسیون اخوان در پارلمان بود. اندکی بعد به معاونت مرشد عام جماعت اخوان المسلمین و سخنگوی رسمی این جماعت برگزیده شد.

نمایندگان جنبش اخوان المسلمین همچنین در سال 2000 توانستند فقط از مجموع 444 کرسی در انتخابات پارلمانی به 17 کرسی دست یابند که درنهایت دو تن از نمایندگان آنان نیز از پارلمان طرد شدند، اما به فعالیت های پارلمانی خود ادامه دادند .

محمد مأمون الهضیبی در 27 نوامبر 2002 و پس از درگذشت استاد مصطفی مشهور، به عنوان ششمین مرشد عام جماعت اخوان المسلمین برگزیده شد.

در زمان وی پس از حملات 11 سپتامبر امریکا، فشارهای زیادی بر اخوان المسلمین وارد شد؛ چراکه این حرکت در ابتدا از طالبان حمایت می کرد.

مأمون الهضیبی در 9 ژانویه سال 2004 در سن 83 سالگی دار فانی را وداع گفت و در حال حاضر (محمد مهدی عاکف) به عنوان هفتمین رهبر جماعت اخوان المسلمین از سوی اعضای این جماعت ایفای مسوولیت می کند. این رهبر هفتاد و هفت ساله، یکی از چهره های برجسته جماعت اخوان المسلمین بشمار می آید که اندیشه های وی از انعطاف بیشتری نسبت به دیگر رهبران اخوان برخوردار است.

در انتخابات کنونی پارلمان مصر نیز که فضای سیاسی جهان نسبت به یک دهه گذشته به کلی تغییر کرده، اخوان المسلمین فرصت یافتند تا میزان محبوبیت ملی خود را آزمایش کنند.

حال که اخوان المسلمین پس ازمرحله سوم در مجموع توانسته 90 کرسی را بدست آورده، دیگر بار فشار بر این حرکت افزایش یافته و بسیاری از هوادارن این حرکت در استان های اسکندریه، بحیره، قلیوبیه، غربیه، پورسعید، سوئز، اسماعیلیه، قنا و فیوم که بیشترین اعضای اخوان در آن حضور دارند، بازداشت شدند و علی رغم این موفقیت های سیاسی مسئولین مصری مصر هنوز اخوان المسلمین را غیر قانونی تلقی می کنند.

اما از آنجایی که احتمال می رود اخوان در مرحله چهارم نیز 10 کرسی دیگر را تصاحب کند و در نهایت 100 کرسی، یعنی حدود یک چهارم پارلمان را بدست آورد، به نظر می رسد دولت مصر در آینده با مسائل متعددی روبرو باشد و به ناچار در دیدگاه های گذشته خود تجدید نظر کند و این جنبش را بیشتر در قدرت سهیم کند، که بی تردید آینده سیاسی مصر را تحت تآثیر قرار می دهد.

 


نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه 10 تیر 1386 و ساعت 11:07 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ معاهدات بین المللی و سیاسی/فلسطین قسمت دوم+ تاریخچه فلسطین+ جنبش اخوان المسلمین در گذر تاریخ قسمت پایانی

صفحات: